شهاب الدين احمد سمعانى

293

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

اى جوانمرد ! خاك خود عبارتى است از درد و حقيقت عشق . شعر فما شرب العشّاق الّا بقيّتى * و ما وردوا فى الحبّ الّا على وردى دوزخ با همه اغلال و انكال فضلهء اندوه خاك است ، بهشت با همه افضال و نوال نقل سرّ نواخت خاك است ، لعنت ابليس از آثار كمال جلال خاك است ، صور اسرافيل تعبيهء اشتياق خاك است ، قيامت انگيخته‌شدهء اسرار خاك است ، ميزان نتيجهء نظر راست خاك است ، منكر و نكير نايب سينهء عشق خاك است ، حساب و بازخواست از انوار صدق روش خاك است ، صراط باريك قدمى از اقدام خاك است ، مالك با همه زبانيه تيغ حسرت بازماندگى خاك است ، رضوان با همه غلمان چاكر شادى وصال قدم خاك است ، اقبال ازلى مرسوم خاك است ، عرش با همه عظمت در غبطت مقرّ خاك است ، كرسى با همه رفعت در آرزوى زخم قدم خاك است ، تقاضاى غيبى معدّ به نام خاك است ، قدرت الهى استاد كار خاك است ، صنعت ربّانى مشّاطه جمال خاك است ، محبّت الهى غذاى اسرار خاك است ، قهر عزت شحنهء غوغاى خاك است ، لطف و رحمت وكيل در خاص خاك است ، صفات قديم زاد و توشهء راه خاك است ، ذات پاك مقدّس منزّه مشهود دلهاى خاك است ، يريدون وجهه . اينكه مىگويم نه اكنونى است ، خاك نبود و اين لطف به اين مشت خاك بود . بيت آن را كه به صحراى علل تاخته‌اند * بىعلّت كارِ او بپرداخته‌اند 45 امروز بهانه‌اى در انداخته‌اند * فردا همه آن بوَد كه دى ساخته‌اند 46 يحبّهم هديهء غيب پاك است به خاك ، و يحبّونه تحفهء خاك است به غيب پاك . يحبّهم در پيش برفت ، و يحبّونه بر اثر . اگر به تقدير يحبّهم در پيش نرفتى يحبّونه را نيافتى . خاك ناآمده و هديهء خاك به لطف پاك ساخته . گام نه و شراب ساخته ، سر نه و كلاه بپرداخته ، قدم نه و راه گسترده ، دل نه و نظر پيوسته ، / a 96 / گناه نه و خزانهء رحمت پر كرده ، طاعت نه و بهشت آراسته العناية قبل الماء و الطّين . مسلمانان بياييد 47 تا همه حديث ازل گوييم ، همه گل لطف از مرغزار ازل بوييم ، همه از شراب ازل نوشيم ، همه قرطهء عهد ازل پوشيم . قطعه خيز تا جان و دل سبيل كنيم * قافله رفت و ما رحيل كنيم